![]() |
![]() |
|
| اگر شميم نرگستان مشامت را نوازش داد بدان تا عشق راهي نيست... |
|
ای فرشتگان عرش امشب جامه سوگ به تن کنید و از ملکوت اعلی راهی دیار فدک شوید و بنگرید که چگونه امشب قطره های دل زهرا نخلستان غربت را آبیاری میکند چگونه علی زمزمه های زجه وارش را به گوش چاه میرساند چگونه حسین با دستان کوچکش از آسمان تصلی عطش می جوید.... آری آری امشب خلاصه خلقت ، دلیل آفرینش، معراج حضور، رحمت وجودش را از این دنیا صلب میکند و هر عاشقی را در میکده غمش سوگوار میسازد...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 21:58 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
خـــــدايـــــا سرنوشـــت من نه بر بلنـــداي پيشانـــي ام حـــك شده است نه در خطـــوط مبهم كف دستـــم،سرنوشـــت من قلبـــــي است كه تپيـــدن براي تـــــــو را تمرين مي كند!... تقديـــر من راز آينـــه هايي است كه درون سينـــه ام به سمت روشنايـــي تـــــــو جلا مي يابند!... فرداي من از سمـــت رضايت تـــــــو طلـــوع مي كند!!... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 23:39 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
اگر امام زمان(عج) در ميان بشر ظاهر بود در يكي از شهرهاي جهان
زندگي مي كرد و رهبري ديني مسلمين را به عهده داشت و با همين
روش به زندگي ادامه مي داد تا هنگامي كه اوضاع عالم مساعد مي شد
با شمشير قيام مي نمود و دستگاه كفر را برمي چيد .......................
اين فرض چه مانعي داشت؟ فرضيه خوبي است ولي بايد حساب كرد كه چه نتايجي و عواقبي را در بر دارد چون پيامبر اكرم(ص) و ائمه عليهم السلام به تكرار گوشزد كرده بودند كه دستگاه ظلم و ستم عاقبت به دست مهدي موعود بر چيده مي شود و كاخهاي بيدادگري را واژگون خواهد نمود از اين جهت وجود مقدس امام زمان(عج) همواره مورد توجه دو دسته مردم واقع مي شد: *يكي مظلومان و ستم ديدگان كه متاسفانه هميشه عده آنان زياد بوده و هست آنان به قصد تظلم و اميد حمايت و دفاع دور وجود امام زمان اجتماع نموده و تقاضاي نهضت و دفاع مي نمودند و هميشه گروه كثيري اطرافش را احاطه نموده انقلاب و غوغايي بر پا بود * دسته دوم زورگويان و ستمكاران خونخوارند كه بر ملت محروم تسلط يافته و در راه رسيدن به منافع شخصي و حفظ مقام خويش از هيچ عمل زشتي پروا ندارند و حاضرند تمام ملت را فداي مقام خود كنند اين گروه چون وجود مقدس امام را سد راه منافع و مقاصد شوم خود تشخيص داده و رياست و فرمانروايي خويش را در خطر مي ديدند ناچار بودند وجود مقدس آن جناب را از ميان بردارند و خودشان را از اين خطر بزرگ برهانند و در اين تصميم اساسي كه حياتشان بدان بسته بود با هم متحد شده تا ريشه عدالت و دادخواهي را قطع نمي كردند هرگز از پاي نمي نشستند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 23:39 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شبيـــــه عشـــــــق
مثـــــل آسمـــــــــان مـــــانند پـــــــــروازي خــودت هم خـــوب مي داني كه مثـــل طـــرح يـــــــك رازي و من در انتظــارت لحظه لحظه غـــــــــرق مــــي گـــــردم نمــــــــــي آيي مــــــرا از اين تلاطـــم ها رهــــــا سازي؟ |
| آرشیو موضوعی |
|
گل واژه هاي انتظار مناسبت ها يك سوال يك جواب! تو مي آيي... دعا كليد ظهور ساير مطالب |
|
RSS
|