![]() |
![]() |
|
| اگر شميم نرگستان مشامت را نوازش داد بدان تا عشق راهي نيست... |
|
من قـــــدرت خواستم خـــــــدا مشكلات را بر سر راه من قرار داد تا قوي شوم . من دانــــايي خواستم خــــــــدا به من مسئله داد تا حل كنم . من سعـــــادت خواستم خـــــــــدا به من قدرت تفكر وقدرت فهم داد . من جــــرأت خواستم خــــــــدا موانعي بر سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه كنم. من عشــــق خواستم خـــــــــدا افرادي را به من نشان دادكه نيازمند كمك بودند . من محبــــت خواستم خـــــــــدا به من فرصتهايي براي محبت كردن داد . من به هرچه خواستم نرسيـــدم امــا به هر چه نيـــاز داشتم رسيـــدم زيرا كه خـــــــــداوند من حكيم بود... كوچـــه هاي شهر ما ويران نمي ماند
كار و بار عشــــق بي سامان نمي ماند خواهش سر شاخـــه هاي بي رمق گل مي كنند
آفتــــاب اين گونه سر گردان نمي ماند روح اين ابر سترون مهد بــــاران مي شود آسمــــان شرمنده ريحــــان نمي ماند گرگها روزي از اين سامان فـــراري مي شوند حسرت ني بر لـــب چوپــان نمي ماند يـــــــك نفر گــــل مي كند با جنگلي در كوله بار نــــارون تنهـــاي كوهستــــان نمي ماند يـــــــك نفر فردا زمين را نور باران مي كند مهــــــــدي ما تا ابد پنهـــــان نمي ماند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 14:53 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
عروس آسمان شیداست امشب درون هاله رویاست امشب
به گاه اذان عشق، بهشت را مژده دادند که نوری برعرش خواهد
تابید و زمین و آسمان تا ابد بدان نورمنور خواهند ماند.فرشتگان
در زمزمه اند که تولد دوباره هستی نزدیک است.خداوند هفت
آسمان را وعده داده که قدسیه ای از نسل آدم می آید پس ای
حوریان بهشتی ای فرشتگان عرش ای لاهوتیان لایموت باری
دیگر در برابر دردانه هستی به سجده درآیید که باری تعالی
دیگر بار بر خاک و افلاک منت نهاد و عصاره ستایش اعجوبه
هستی و محبوبه رسالت را به جهان و جهانیان عیدی داد. و
فراخواند پاکان عالم، مریم و آسیه و حوا و کلثوم را تا شاهد
مولود پاک ترین یاس هستی محدثه عبادت، راضیه کرامت
،مرضیه نجابت باشند. پس ای عاشقان نیک گوش فرا دهید و
نوای دل را به ندای یاحق بسپارید و با افلاکیان در خجسته میلاد
زهرای اطهر هم نوا شوید و چشم دل را به قدوم مبارکش
به نظاره بنشینید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 0:8 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
لباس بهشتی : روزی عده ای از زنان یهودی مراسم عروسی به پا داشتند .زنان یهودی به خانه پیامبر آمده و بر حضور حضرت زهرا (س) در این جشن اصرار ورزیدند .آنها چون می دانستند که حضرت زهرا(س) همیشه لباسهای ساده ای می پوشند قصد تمسخر ایشان را در این مجلس داشتند. پیامبر(ص) با شرکت حضرت زهرا(س) در این مراسم موافقت کردند.در این هنگام جبرئیل به اذن خدا لباسی بهشتی برای حضرت زهرا(س) آورد و حضرت با آن لباس در مراسم جشن شرکت کردند .هنگامی که آنان حضرت زهرا(س) را با آن لباس که تا کنون جایی ندیده و بوی دل انگیزی که تاکنون استشمام نکرده بودند مشاهده کردند حیرت زده شدند و همگی به سجده افتادند و گفتند به حق که تو دختر رسول خدایی . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 21:23 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
اگر امام زمان (عج) ظاهر بود كفار و ستمكاران چون دسترسي به وي
داشتند و مي توانستند سخنان حقش را بشنوند احتمال داشت درصدد قتلش
بر نيايند بلكه به دستش ايمان بياورند و از رفتارشان دست بر دارند؟
هركسي در مقابل حق تسليم نمي شود بلكه از آغاز عالم تا حال هميشه گروهي در بين
بشر وجود داشته اند كه دشمن حق و درستي بوده و براي پايمال كردن آن با تمام قوا
كوشيده اند مگر پيامبران و ائمه اطهار حق نمي گفتند؟ مگر سخنان حق و معجزاتشان
در دسترس ستمكاران نبود؟ با وجود آن در نابود كردن آنان و خاموش نمودن چراغ
هدايت از هيچ عملي پروا نكردند حضرت صاحب الامر نيز اگر از ترس ستمكاران
غايب نشده بود به سرنوشت آنان گرفتار مي شد. اگر آن حضرت به كلي از سياست كناره گيري مي كرد و با كفار و
ستمكاران كاري نداشت و در مقابل اعمالشان سكوت اختيار مي نمود و
به راهنمايي اخلاقي و ديني خود مي پرداخت از شر دشمنان محفوظ
مي ماند؟ ستمكاران چون شنيده بودند كه مهدي موعود دشمن آنان مي باشد و به
دست او كاخهاي ستم در هم فرو مي ريزد مسلما به سكوت او اكتفا نكرده خطر را از
خودشان رفع مي نمودند علاوه بر اين مومنين وقتي مشاهده مي كردند آن حضرت
در مقابل تمام جنايات و ستمها سكوت نموده آنهم نه يك سال و دو سال بلكه
صدها سال كم كم از اصلاح جهان و غلبه حق مايوس مي شدند و در نويد هاي
پيامبر اكرم(ص) و قرآن شريف شك مي كردند به علاوه اصلا مظلومين اجازه
سكوت به ايشان نمي دادند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 0:14 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شبيـــــه عشـــــــق
مثـــــل آسمـــــــــان مـــــانند پـــــــــروازي خــودت هم خـــوب مي داني كه مثـــل طـــرح يـــــــك رازي و من در انتظــارت لحظه لحظه غـــــــــرق مــــي گـــــردم نمــــــــــي آيي مــــــرا از اين تلاطـــم ها رهــــــا سازي؟ |
| آرشیو موضوعی |
|
گل واژه هاي انتظار مناسبت ها يك سوال يك جواب! تو مي آيي... دعا كليد ظهور ساير مطالب |
|
RSS
|