![]() |
![]() |
|
| اگر شميم نرگستان مشامت را نوازش داد بدان تا عشق راهي نيست... |
|
پروردگارا! اگر آن چنان بگريم كه مژه هايم دانه دانه فرو ريزند، اگر آن سان
فرياد كشم كه گلوي من از فرياد فرو ماند، اگر تا آنجا به در گاه تو بر پاي بمانم
كه پاهايم بخشكد، اگر در برابر عظمت و جلال تو آنقدر به ركوع خم شوم كه مهره
پشتم بشكند، اگر به درگاه تو آنقدر در سجده بمانم كه چشمانم از حدقه بيرون
آيند، اگر تا زنده ام به جاي نان خاك بخورم و به عوض آب خاكستر بنوشم و
همچنان ذكر تو گويم و به فكر تو باشم باز هم حيا مي كنم كه سر به سوي آسمان
ها برآورم، زيرا مي دانم كه هنوز شايسته مغفرت و عفو تو نيستم. حتي رياضت
و رنج من به آن نيارزد كه يك گناه از گناهان بيشمارم در كارنامه ام حذف شود.
در آنجا كه لطف عميم تو به فرياد من مي رسد و قلم بخشايش تو بر جريده
گناهانم خط مي كشد باز هم از بركت لطف عميم و رحمت واسعه توست و گرنه
مرا به مغفرت و گذشت تو استحقاقي نيست زيرا جزاي من در نخستين بار كه به
نكبت گناه آلوده شده ام آتش دوزخ بوده است!... پروردگار من! اگر به آتشم بسوزاني بر من ستم نكرده اي. مهلتي كه در دنيا به من بخشيده اي و پوششي كه بر گناهان رسواكننده من كشيده اي و حلمي كه در برابر بي شرمي ها و خود سري هاي من روا داشته اي و نعمت هايي كه در طول عمر آلوده من ، به من ارزاني فرموده اي مرا بس باشد. فرازي از صحيفه سجاديه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:30 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شبيـــــه عشـــــــق
مثـــــل آسمـــــــــان مـــــانند پـــــــــروازي خــودت هم خـــوب مي داني كه مثـــل طـــرح يـــــــك رازي و من در انتظــارت لحظه لحظه غـــــــــرق مــــي گـــــردم نمــــــــــي آيي مــــــرا از اين تلاطـــم ها رهــــــا سازي؟ |
| آرشیو موضوعی |
|
گل واژه هاي انتظار مناسبت ها يك سوال يك جواب! تو مي آيي... دعا كليد ظهور ساير مطالب |
|
RSS
|