![]() |
![]() |
|
| اگر شميم نرگستان مشامت را نوازش داد بدان تا عشق راهي نيست... |
|
امام زمان (عج) مي توانست با ستمكاران وقت، پيمان عدم تعارض و معاهده ببندد كه در كارهايشان هيچ گونه دخالتي ننمايد و چون به امانت و درستي معروف بود پيمانش محترم و اطمينان بخش بود و ستمكاران با وي كاري نداشتند تا زمان قيامش فرا رسد. اين فرض چه مانعي داشت؟ برنامه مهدي موعود با ساير ائمه اطهار (ع) تفاوت دارد ائمه مامور بودند كه در
ترويج و انذار و امر به معروف و نهي از منكر تا سر حد امكان كوشش نمايند ولي
مامور به جنگ نبودند ليكن از اول بنا بود كه سيره و رفتار مهدي دادگستر بر خلاف
آنان باشد بنا بود در مقابل باطل و ستم سكوت نكند و با جنگ و جهاد، جور و ستم
و بي ديني را ريشه كن نمايد و ستمگران را از كاخ خودسري سرنگون سازد اصلا
اينگونه رفتار از علائم و خصايص مهدي موعود شمرده مي شود. به هر امامي گفته
مي شد چرا در مقابل ستمكاران قيام نمي كني؟ جواب مي داد: اين كار به عهده مهدي
ماست . به بعضي از امامان اظهار مي شد آيا تو مهدي هستي؟ جواب مي داد: مهدي
با شمشير جنگ مي كند و در مقابل ستم ايستادگي مي نمايد ولي من چنين نيستم و
توانايي آن را هم ندارم به بعضي عرض مي شد؟ آيا تو قائم هستي؟ پاسخ مي داد:
من قائم به حق هستم ليكن قائم معهودي كه زمين را از دشمنان خدا پاك مي كند نيستم
حال با اين همه انتظاراتي كه مومنين بلكه بشريت از مهدي موعود داشتند آيا امكان
داشت آن حضرت با ستمكاران عصر پيمان مودت و دوستي ببندد؟! و اگر چنين
عملي را انجام مي داد آيا ياس و نااميدي بر مومنين چيره نمي شد و ايشان را متهم
نمي كردند كه با ستمكاران سازش نموده قصد اصلاح ندارد؟ علاوه بر اين اگر با
ستمكاران قرارداد دوستي و عدم تعرض امضا مي كرد ناچار بود به عهد و پيمان
خويش وفادار باشد و در نتيجه هيچ وقت اقدام به جنگ نكند زيرا اسلام عهد و پيمان
را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است از اين جهت است كه در احاديث
تصريح شده كه يكي از اسرار غيب و مخفي شدن صاحب الامر اين است كه ناچار
نشود با ستمكاران بيعت كند تا هر وقت خواست نهضت كند بيعت كسي بر گردنش
نباشد علاوه بر اين ها ستمكاران و زمامداران خودخواه چون رياست و منافع
خودشان را در خطر مي ديدند به اين پيمانها مطمئن نمي شدند و چاره نهايي را در
قتلش تشخيص مي دادند و زمين را بي حجت و امام مي گردانيدند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:45 توسط منتظران ظهور عشق |
|
شب از نيمه گذشته است؛ پنجره را كه مي گشايم ماه تمام تاريكي ام را لبريز نور و
روشنايي مي كند. چشم هايم را كه خوب باز مي كنم يك كهكشان ستاره زينت نگاهم
مي شود. تا به خود بيايم در صف فرشتگاني ايستاده ام كه هر كدام با يك بغل گل
محمدي و سلام و درود از جانب دوست براي آمدن تــــو منتظر و بي تابند. نفس كه
مي كشم عطر گل هاي محمدي وجودم را سرشار مي كند... هيجان و نشاط عجيبي
در بينشان موج مي زند ؛ از تــــو مي گويند و از تحول عظيمي كه در انتظار جهان
است و از لطف بي انتهاي خداوند كه به واسطه تــــو به زمينيان داده خواهد شد و از
آرزويي كه دارند ، از اين كه اي كاش مي توانستند بعد از آمدن تــــو به زمين بيايند
و از ياران و همراهانت باشند. از آسمان كه به زمين نگاه مي كنم نور عجيبي
چشمانم را خيره مي كند كه فرشتگان به آن نقطه در رفت و آمدند... كم كم سپيده ي
صبح نزديك مي شود ؛ زمزمه ي افلاكيان بيشتر شده و التهاب ملائك به اوج
مي رسد. ناگهان تمامي گيتي لب به درود و سلام مي گشايد :
و تــــو متولد مي شوي. لذت عميقي كه بر جهان غالب است بر هستي ناچيز من هم
رسوخ مي كند ؛ بر دستانم گل دعا مي رويد و نيازم براي حضور سبزت جوانه
مي زند. اشك كه نه ، اين باران است كه نرم و آرام از چشمه ي بي قرار دل جاري
مي شود. خشنودي خداوند در لبخند تــــو منعكس مي شود و من بي اختيار همراه
تمام آفرينش به تــــو سلام مي كنم : سلام بر محمد (ص) كه خاتم پيامبران و
رحمته للعالمين است ؛ سلام بر تو كه زيباترين هديه خداوندي اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 5:55 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شبيـــــه عشـــــــق
مثـــــل آسمـــــــــان مـــــانند پـــــــــروازي خــودت هم خـــوب مي داني كه مثـــل طـــرح يـــــــك رازي و من در انتظــارت لحظه لحظه غـــــــــرق مــــي گـــــردم نمــــــــــي آيي مــــــرا از اين تلاطـــم ها رهــــــا سازي؟ |
| آرشیو موضوعی |
|
گل واژه هاي انتظار مناسبت ها يك سوال يك جواب! تو مي آيي... دعا كليد ظهور ساير مطالب |
|
RSS
|