![]() |
![]() |
|
| اگر شميم نرگستان مشامت را نوازش داد بدان تا عشق راهي نيست... |
يك آسمان غريبي و مظلوميت بر سقف كوتاه دلم آوار مي شود حالا كه زمان رفتن تو رسيده است مادر... سرزنشم مكن؛ مي دانم كه هيچ نشانه اي از تو در من نيست اما اين كه گستاخانه تو را مادر خطاب مي كنم دليل ديگري دارد... كرانه ي مهر مادري ات آنچنان گسترده است كه تو نه تنها مادر پدرت (برگزيده ترين فرستاده ي خدا) كه مادر تمام آدميان هم هستي و من آنقدر از وصف مهرباني ها و سخاوتت شنيده ام كه با وجود اين همه ظلمت و سرگرداني خويش باز هم مادر صدايت مي كنم... خسته ام مادر! گام هايم روز به روز سست تر و بي اراده تر مي شوند و من مي مانم و دلبستگي هاي پوچم به دنيايي كه تو از آن فقط سه چيز را دوست داري ( حضرت فاطمه (س) فرمودند: من از دنيا فقط سه چيز را دوست دارم : ۱- تلاوت قرآن ۲- نگاه كردن به چهره رسول الله ۳- انفاق كردن در راه خدا ) مي بيني مادر چقدر از تو فاصله گرفته ام ؟!... و حال كه تو قصد سفر داري
من مانده ام و لحظه هاي بي مادري ... دستم را رها مكن مادر... ر ه ا السلام عليك ايتها الصديقه الشهيده ********************************** اي پيداي پنهان به جان مادرت زهرا ظهور كن ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 15:47 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
در مجموعه ترين ها نامت را زيبــا ترين خواهر دنيا گذاشتم اما هنوز
خيلي كم بود ... خواستم صبــور ترين زن دنيا خطابت كنم اما تـــــو
صبــور ترين فرزند آدم بودي ... براي وفــاداري ات هم واژه ترين
كافي نبود ... پس چگونه خطابت كنم اي بانـــوي آفتـــاب ؟!!...
و اكنون در سرگرداني اين عصر آهن و خون كاش يك بار ديگر
حامــي كاروان عشـــق مي شدي تا مسافران منتظــر براي رسيدن
قافلـــه ســـــالار حاضر و آماده شوند ... بــاران مهرباني هايت را از عطش زار روحمان دريغ مـــدار |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:34 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
يادآوري چون تو نياورد به جهان هيچ مادري اي يوسفي كه با همه عالم برادري از اين همه برادر پُر مدعا ولي جز كاروان چاه ، نصيبي نمي بري آقا ميان ما و دل ما حَكـَم تو باش هنگام جشن هاي بزرگ سراسري در كوچه هاي ريسه كش ما بيا، مگر از محتواي غصه ما سر درآوري بر باد رفته غيرت مردان شهرمان افتاده روي زمين هرچه روسري چه برج ها به اسم تو بالا كشيده اند با نام تو كه راز وجود پيمبري ************ شكر خدا كه در همه عالم نديده ام از دست هاي گرم ترت مهربانتري از دوري تو سوختم اما نداده ام يك ذره از محبت نابت به ديگري آقا مرا به خاطر اين حرف ها ببخش قصدي نداشتم به جز از يادآوري اي دل، تو نيز شاهد مولا نمي شوي نقشي بر آب مي زني و سكه مي بري! مرتضي حنيفي
*************** |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:48 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شبيـــــه عشـــــــق
مثـــــل آسمـــــــــان مـــــانند پـــــــــروازي خــودت هم خـــوب مي داني كه مثـــل طـــرح يـــــــك رازي و من در انتظــارت لحظه لحظه غـــــــــرق مــــي گـــــردم نمــــــــــي آيي مــــــرا از اين تلاطـــم ها رهــــــا سازي؟ |
| آرشیو موضوعی |
|
گل واژه هاي انتظار مناسبت ها يك سوال يك جواب! تو مي آيي... دعا كليد ظهور ساير مطالب |
|
RSS
|