![]() |
![]() |
|
| اگر شميم نرگستان مشامت را نوازش داد بدان تا عشق راهي نيست... |
|
شوق اصلی وارد شدن به این مهمانی بزرگ، رسیدن به محضر توست. هرچند از شرمساری
اعمالم در برابرت روی سر بلند کردن ندارم. اگر از من بپرسی در این سالی که گذشت چه
کرده ام، چه جوابی باید بدهم؟! با چه رویی این پرونده سیاه را نشانت دهم؟! چگونه در
مقابلت بایستم در حالی که تو از پیدا و پنهانم باخبری و باطنم را می بینی. چقدر سخت است
رسیدن به حضورت آقا... اما مگر می شود از این فرصت چشم پوشید وقتی در تمام سال
همین یک شب را اجازه دارم که به حضورت بیایم و حرف ها و خواسته ها و دلتنگی هایم
را بی واسطه برایت بگویم و تو برای سال آینده سرنوشتم را رقم بزنی. کاش از سال گذشته
خوب تر شده بودم! کاش چیزی برای عرضه داشتم! کاش دلت از من رنجیده نبود!...
می خواهم همه روزها و شب های باقی مانده این مهمانی را با امید رسیدن به حضورت به
بازنگری رفتارم بپردازم؛ تا حداقل در این مهمانی بزرگ به گونه ای زندگی کنم که تو
می خواهی... باید همه نیازهایم را یادداشت کنم تا فراموشم نشود. باید از تو بخواهم در سال
آینده برایم برنامه ای بنویسی که فقط در راه زمینه سازی ظهورت گام بردارم. باید نشان دهم
توانایی اش را دارم. این مهمانی فرصت خوبی است تا ثابت کنم می توانم به عهد و پیمانم با
تو وفادار بمانم. برای این که مهمان خوبی باشم به دعایت نیازمندم. آقا دعایم کن...
اللهم عجل الولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 10:15 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شبيـــــه عشـــــــق
مثـــــل آسمـــــــــان مـــــانند پـــــــــروازي خــودت هم خـــوب مي داني كه مثـــل طـــرح يـــــــك رازي و من در انتظــارت لحظه لحظه غـــــــــرق مــــي گـــــردم نمــــــــــي آيي مــــــرا از اين تلاطـــم ها رهــــــا سازي؟ |
| آرشیو موضوعی |
|
گل واژه هاي انتظار مناسبت ها يك سوال يك جواب! تو مي آيي... دعا كليد ظهور ساير مطالب |
|
RSS
|