![]() |
![]() |
|
| اگر شميم نرگستان مشامت را نوازش داد بدان تا عشق راهي نيست... |
|
دلــت تنــگ است. از اين همه هياهو خستــه شدي. گوشــه اي دنــج مي خواهي تا با خــودت خلــوت كني اما در تنهايي هم اين خلوت نصيبت نمي شود. از بس اشياي مزاحم خانــه ي دلـــت را پر كرده است. گاهي بدت نمي آيد در اين شلوغي دست و پا بزني اما هيچ كدام از اين خوشــي هاي كاذب نمي تواند درمــان روح بي كرانــت باشد. آري بــي كــران. تعجــب مي كني؟!! آن قدر در اين دنياي تار عنكبوتي به دور خويش چرخيده اي كه حقيقــت وجــودي ات را از ياد برده اي. خــداونــد كه بي نهايــت است از روح خويش در تـــو دميده است و تـــو هم بــي نهايــت شده اي. به همين خاطر است كه با شنيدن نامي از بــي كرانگــي حـــس آشنــاي غريبــي به سراغـت مي آيد. قطعــه گمشــده بي قراري هايت را در اين دنياي خاكــي و در بين اين آدم هاي زمينــي نمي تواني پيدا كني... فرصـت دوبــاره اي در انتظار تــــوست. فرصتـي براي گذشتن از خويش و از نو پيدا شدن. فرصتـي براي بـي كرانگــي. حالا كه تــــو را به مهماني خويش خوانده است باز هم درنـگ مي كني؟!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 9:54 توسط منتظران ظهور عشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شبيـــــه عشـــــــق
مثـــــل آسمـــــــــان مـــــانند پـــــــــروازي خــودت هم خـــوب مي داني كه مثـــل طـــرح يـــــــك رازي و من در انتظــارت لحظه لحظه غـــــــــرق مــــي گـــــردم نمــــــــــي آيي مــــــرا از اين تلاطـــم ها رهــــــا سازي؟ |
| آرشیو موضوعی |
|
گل واژه هاي انتظار مناسبت ها يك سوال يك جواب! تو مي آيي... دعا كليد ظهور ساير مطالب |
|
RSS
|